تبليغاتX
اهورا

افسوس مهربان...

زيبا هواي حوصله ابريست...

 

صداي پاي تو كه ميروي

و صداي پاي مرگ كه مي آيد

ديگر چيزي نمي شنوم ...

 

براي شاعري كه شايد هرگز شعر نگفت چون خودش شعر بود.

 

براي هضم لحظه اي كه اغاز از تو نوشتن است دست كم بايد چند نفس عميق كشيد و به تمام قد در برابر بودنت ايستاد و تعظيم كردو شكست و نوشت.

چند دقيقه نه؛ چندين ساعت سكوت به احترام خودت و تا ابد باران به ياد بود خاطره جاويد ماندنت.

روز ها چه تلخ سپري ميشوند انگار سالها گذشته است از پس همين چند روز رفتنت؛جمعه ته سفر تو بود و ابتداي غم ما.

تو رفتي و عجيب اينكه رفتنت هميشه ماندن شد.

تو شايد به هزار و يك دليل سنگيني دنيا روي شانه هاي استوارت را در ناب ترين لحظه  اي كه نامش را مرگ نهاده اند تجربه كردي و از جام نا آرام مرگ تنها جرعه اي نوشيدي و همان براي رفتنت تا ابد كافي بود.

تو رفتي تا ما يقين كنيم  مرگ تنها يك معنا ندارد خيليها امروز يواشكي جوري كه كسي سر از آشفتگي قلبشان در نياورد از سنگيني رفتن تو مي ميرند بي آنكه به خاك سپرده شوند.

راز هجرت ناگهاني تو چيست عجيب است و صبر  و تحمل و سكوت مي خواهد اما يقين دارم اين تويي كه مي تواني مرگ را زيبا تر از تولدت جشن بگيري.

ميان بغض تولد لحظه هاي سفر آسمانيت تا هميشه جايت خاليست.

قصيده روحت بلند، خاطره هايت فراموش نشدني و سايه سار يادت زينت بخش نقاشي هاي امروز تايستاني و فرداي زمستاني ما باد.

تو رفتي تا به من و تو  و همه آن هایی که دوستت می داشتند نشانی از مهربانیت بدهي، از همیشه ماندنت.

نوشتم هامون به آسمان پیوست اما من بعد از این همیشه ترا را از دریا سراغ میگیرم ؛خودت سرودي:

سمت مرا از آب بپرسید

دریا همیشه منتظر عاشقانه هاست

 ---------------------------------------------------------------

 

جاي او خاليست؛

جاي او در ميز سوم و كنار پنجره خاليست؛

جاي او در درس نقاشي

جاي او در جمع كوكب ها

جاي او در چشم هاي دختر خورشيد

جاي او در لحظه هاي ناب

جاي او در نمره هاي بيست

                                  جاي او در زندگي خاليست  

 

                                              او بهار ديگري را دوست ميدارد

 

  

 

 

 در جمع من و اين بغض بيقرار جای تو خالي

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 14:29  توسط مریم حبیبی  | 

 

 

 

 

رضا كيانيان:


   «سلام خسرو جان

بي‌خبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي!

دو هفته پيش هم كه آخرين جايزه‌ات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي. از گوشه صحنه اومدي بالا و آروم جايزه‌ات را گرفتي؛ براي سي سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي كه اين روزها چندان شور و شوقي در آن نيست.
فقط لبخند زدي و رفتي پايين و لاي جمعيت گم شدي. خوب اگه قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند كلمه‌اي براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف مي‌زدي!
يادمه وقتي آمدي رو صحنه، حالت خوب بود.
آخه يكي دو بار ديگه كه اين اواخر روي صحنه اومدي و ديدمت، حالت زياد خوب نبود. ولي اين دفعه، همه خوشحال شديم. فقط نمي‌دونستيم داري ميري. نمي‌دونم خودت مي‌دونستي يا نه. مي‌گن آدماي خوب قبل از رفتن، حال‌شون خيلي خوب مي‌شه؛ چون دارن مي‌رن يه جاي خوب. ما از كجا بايد مي‌فهميديم كه اين حال خوب نشانه‌ي چيه؟ هميشه بعد از اين‌كه اتفاق مي‌افته، مي‌فهميم. ولي فكر كنم خودت مي‌دونستي؛ چون هيچي نگفتي و اون‌جوري فقط لبخند زدي. شايد داشتي خداحافظي مي‌كردي و ما نمي‌فهميديم. ولي چه خداحافظي باشكوهي! خيلي‌ها آرزو دارن در اوج خداحافظي كنن؛ اما نمي‌تونن. شايد هم اون لبخند همين معنا رو داشت. شايد اگر حرف مي‌زدي، همه‌ي خداحافظي‌ات مي‌شد همون چند تا كلمه؛ ولي چون هميشه شاعر بودي، فقط مهربان و با سپاس نگاه كردي و لبخند زدي. حالا كه فكر مي‌كنم، مي‌فهمم اين‌جوري بيش‌تر حرف زدي.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 15:30  توسط مریم حبیبی  | 

 

پيرمردي گرسنه و خسته

 

گوشه قهوه خانه اي مي خفت

 

راديو باز بود و گوينده

 

از مضرات پرخوري مي گفت

     

(عمران صلاحي)

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 14:30  توسط مریم حبیبی  | 

 

مادر معجزه آغازين درخشش و رويش

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10:46  توسط مریم حبیبی  | 

 

آنجا که مردمان، درد و رنجشان هر روزي است، ديگر موسيقي يک هنر نيست، يک مامن، يک پناهگاه است. 

همای
 
در حال حاضر به طور معمول یکی شعر می سراید، یکی آهنگ بر آن می گذارد و دیگری با صدای حنجره اش آن را به گوش مخاطب می رساند. اما از گذشته های دور شیوه دیگری بوده است که همه اینها در یک نفر جمع می شد. نمونه های بارز آن عارف قزوینی و علی اکبر شیدا هستند. دو تصنیف سرای نامدار عصر مظفری که اولی گرایشات سیاسی اجتماعی داشت و دومی صرفاً تصانیف عاشقانه می ساخت. پس از عارف و شیدا، امیر جاهد را داریم که زیبا می سرود و  زیبا می ساخت ولی آیا زیبا هم می خواند یا نه، من خبر ندارم. حال یک جوانی پیدا شده که می خواهد آن ویژگی کمیاب در موسیقی ایرانی را زنده کند. بهتر است بقیه را از زبان خودش بشنوید که در پایگاه رسمی گروه مستان آورده است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 15:4  توسط مریم حبیبی  | 

من برده سکوت خویشم


ماه شکسته


به دریای سنگ می تابد


داستان مهیبی است زندگی!!!!

 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 12:36  توسط مریم حبیبی  | 

؟؟؟؟؟

...............................................................................................................................................

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست     

و اندر طلب طعمه پر و بال  بیاراست

بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت:

امروز همه روی زمین زیر پر ماست،

بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تــیز

می‌بینم اگر ذره‌ای اندر ته دریاست

گر بر سر خـاشاک یکی پشّه بجنبد

جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست

بسیار منی کـرد و ز تقدیر نترسید

بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست:

ناگـه ز کـمینگاه، یکی سـخت کمانی،

تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست،

بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر دوز

وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست،

بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی

وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست،

گفتا: "عجب است! این که ز چوب است و ز آهن!

این تیزی و تندیّ و پریدنش کجا خاست؟ "

چون نیک نگه کرد و پر خویش بر او دید

گفتا: "ز که نالیم که از ماست که بر ماست"

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 15:46  توسط مریم حبیبی  | 

پروفسور حسابي  گفت روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي پرسيد و گفت: استاد، شما كه از جهان سوم مي آييد، جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود . من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند، خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:22  توسط مریم حبیبی  | 

 

برای هجرت تلخ بانوي دو عالم زهراي اطهر

                                                                              

امشب بهار زندگی یکسر خزان شد        

مولای ما در داغ زهرا ناله خوون شد

آخر علی تنها شود زهرا! کجایی؟            

چشمان مات کودکان آتش فشون شد

من میخ درها را یکایک جمع کردم         

شاید که بوی پهلویت یکدم فزون شد

آن شب که در تابوت زهرا در سفر بود     

دیدی محمد را ز وصلش شادگون شد

شاید منم در داغ تو اشکی بریزم             

این ماتم دوری تو از حد برون شد

بانوی شعرم واژه ها در اختیارت              

چشمان من مانند مهدی غرق خون شد

دیگر توانم نیست تا از سر نویسم           

زیرا که شعر بعد از این رنگ جنون شد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 15:29  توسط مریم حبیبی  | 

    برای کسی که مثل هیچکس نیست و تنهاست و تنها می ماند؛ شاید روزی

 

 تنهایی را برایم شیرین معنا کند.

 

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است                باران برای گریه چشمم چه نم نم است

 

نالم چو ناله های غزل های عاشقی                  اما چقدر حدّ غزل های من کم است

 

با رفتنت چه زود دل عاشقی شکست               انگار آینه را مرگ مرهم است

 

تا نیست غیبتی نبود لذّت حضور                    جانم فدای آمدنت، باز هم کم است؟!

 

شعرم سپید نیست که از درد دوریت               رنگ سیاه خسته  شب های پر غم است

 

الهام من،آیت احساس و آینه!                        دیگر بیا که ساز دلم نا منظم است

 

ای نازنین صنم تو چه مذهب گرفته ای            بهر نگا ه ناز تو یک آسمان کم است

 

فرهاد بیستون من لیلی خراب                       مجنون کوی ناز توام، نامکرم است!

 

گیرم نیامدی به دلم داغ ها زدی                    ارباب حاجتم و نیازم دمادم است

 

شوق من از دو چشم تو الهام می شود             الهام چشم توست که احساس مریم است

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 12:45  توسط مریم حبیبی  | 

ابراهیم فروزش" در گفت و گوی اختصاصی با ایسکانیوز:
نیاز توجه به سینمای کودک و نوجوان نسبت به گذشته چندین برابر شده است .
 ابراهیم فروزش از جمله فیلمسازانی است که سالهاست با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همکاری دارد. وی زمانی مدیریت مرکز سینمایی کانون را بر عهده داشته است و تاکنون چهار فیلم بلند به نام های کلید، خمره، مرد کوچک و بچه های نفت و پانزده فیلم کوتاه و بیش از یکصد اپیزود داستانی کوتاه ویدیویی ساخته است.
فروزش در طی سال های اخیر بیشترین همکاری را با بنیاد سینمایی فارابی و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان داشته است و سال گذشته نیز با فیلم هامون و دریا در بیست و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر حضور داشت و به نظر می رسد با همین فیلم در جشنواره فیم کودک نیز حضور خواهد داشت.
به مناسبت بیست و دومین جشنواره فیلم های کودک و نوجوان همدان گفت گویی را با وی انجام داده ایم که می خوانید:

.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 15:14  توسط مریم حبیبی  | 

"مهران مدیری با حضور در برنامه شبهای روشن شبکه جام جم گفت:
 دیگر سریال نود شبی نمی سازم
وی در پاسخ به سوالی درباره برنامه های آینده اش از ساخت دو فیلم سینمایی خبر داد.
مدیری دراین برنامه گفت :دیگر به هیچ قیمتی حاضر به ساخت سریال نود شبی نیستم.چون اضطراب و نگرانی دراین نوع کارزیاد است و من بارها سرسریالهای نود شبی از حال رفته ام.
وی تاکید کرد :من واقعا تصمیم دارم روزی کار کمدی را کنار گذاشته و عرصه جدی را تجربه کنم.همه این سالها مقدمه ای برای ورود به این عرصه بوده است.
این کارگردان و بازیگر سینما و تلویزیون ایران که امسال با ساخت سریال "مرد هزار چهره" تحولی جدید در سریال سازی سیما بوجود آورد همچنین از ساخت یک سریال 13 قسمتی دیگر برای تلویزیون خبر داد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 15:9  توسط مریم حبیبی  | 

بدون شک يکي از مهترين دستاوردهاي تحقق جامعه اطلاعاتي و گسترش استفاده از شبکه هاي اطلاع رساني، به خصوص اينترنت در سطح جهان به وجود آمدن مفهومي به نام روزنامه نگاري سايبر در برابر روزنامه نگاري سنتي است.         
اگر تا يک دهه پيش عده محدودي روزنامه نگار با اتکا به چند ابزار کسب خبر محدود و غالبا با حضور در صحنه حوادث دست به توليد خبر مي زدند، با تحولات دنياي ديجيتال امروزه هر انساني در صورت تمايل مي تواند به مدد روش هاي نوين اطلاع رساني وکسب خبر به يک روزنامه نگار مبدل شود و با فشردن يک دکمه خبر خود را به سرعت در اختيار ميلياردها نفر قرار دهد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 17:50  توسط مریم حبیبی  | 

مريم بهجت‌ تبريزي، فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار» گفت: اعلام مي‌كنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلند‌آوازه ايراني، شهريار نداشته است.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 16:34  توسط مریم حبیبی  | 

روز

 

دورتر....

این جا

 حوالی خوشه ی گندم از داس افتاده ای،

من بودم که می خواندم!

با تک بال پوسیده ام!

دورتر...

این جا

 پشت نه صدایی دیگر

قطعا روزی صدایم را خواهی شنید!

 روزی که نه صدا اهمیت دارد

و نه روز!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:21  توسط مریم حبیبی  | 

افزايش رسانه هاي ارتباط  جمعي به شكل گسترش انفجاري تلويزيون در دهه 1950 در آمريكاي شمالي ، همانند ديگر قاره ها نبوده است . بطوري كه ظرف مدت يك سال ،     ( 1950 -1945 ) ميزان آن به بيش از يك ميليون دستگاه رسيد . سريع تر از هر جاي ديگر تلويزيون در خانه هايي نفوذ كرد كه كودكان كم سن و سال در آنها سكونت داشتند . در آمريكا احتمال يافتن تلويزيون در خانوارهاي داراي كودك زير 12 سال دو برابر خانوارهاي بدون اولاد بود .                                                             


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 23:41  توسط مریم حبیبی  | 

 بسياري از دانش پژوهان ، متفكران و مصلحان اجتماعي عصر حاضر را با نام هاي متفاوتي چون « عصر تكنيك » ، « عصر ارتباطات » ، « دهكده جهاني » و رهبري از راه دور ناميده اند . البته رهبري از راه دور نه تنها در مورد ماهواره ها و فضاپيماها صادق است ، بلكه هدايت از مسافت دور به وسيله رسانه هاي گروهي در مورد انسان نيز صدق مي كند .   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 23:21  توسط مریم حبیبی  | 

فکر مي کنيد کودکاني که تصاوير خشونت آميز را در تلويزيون تماشا مي کنند رفتارخشونت آميزي از خود نشان خواهند داد ؟ تحقيقات بسياري براي پاسخگويي به اين سؤال و تأثيرات آن بر کودکان تا کنون انجام شده است . تحقيقات توسط دانشمندان ، پزشکان و متخصصان اطفال و محققان کودک در کشورهاي مختلفي انجام شده و در اين تحقيقات سعي شده است علت تأثيرگذاري بسيار زياد خشونت تلويزيوني را بر رفتار کودکان دريابند .  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 23:17  توسط مریم حبیبی  | 

تكنولوژيهاي جديد ارتباطي چه تاثيري در نگرش و ارزشهاي جوانان دارند؟

 

رسانه و جوانان در استفاده از رسانه‌هاي نو پيشگام هستند و جوانان اين مزيت نسبي را دارند كه سريعتر ياد مي‌گيرند و فعالترند و در استفاده از رسانه‌ها ابتكار و نوآوري هم نشان مي‌دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 13:9  توسط مریم حبیبی  | 

روی سخنم با توست، تویی که هنوز معنی خیلی چیزا رو میدونی، اونم توی این عصر به اصطلاح مدرن که مهربونی کیمیای گرانقدری که کسی سراغی ازش نمی گیره.

با اجازه استاد محترم....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 1:21  توسط مریم حبیبی  |